ابواسحاق بختیاری (دیار علم وفرهنگ)

اجتماعی و فرهنگی

فلارد سرزمین دودمان­های کهن(خداداد سعیدی)

به نام خداوند هفت آسمان                                      خدای زمین و خدای زمان

از روزگاران درازی که بر این پهنه گیتی سپری گشته، طبعا انسان­های زیادی بر آن نظاره­ گر بوده­ اند و در سایه همین احوال، جهت بهره­ مندی از مواهب و نعماتش، مکانی را برای آرامش و زیستن انتخاب کرده­اند و از این جهت به دسته، گروه، طایفه و ... تقسیم گشته­ اند.

همه دستاوردهای بشر نوعا صورتی تکاملی داشته و از این سو پیشرفت­های فراوانی در ازمنه مختلف صورت گرفته که اوج آن در قرن اخیر بوده است لیکن تفکرات گذشته سنگ بنای مناصب علمی و عملی این روزگار است لذا جهت آشکار شدن بهتر تجربیات بشری نگاه به گذشته، چرخ رونق امروز را سریع و منطقی ­تر به حرکت درآورده است.

دودمان یونکی (اینکی) خود یکی از کهن­ ترین گروهی است که در منطقه فلارد در روستاهای ده کهنه ، نارمه ، یونکی و ... روزگار می­گذرانند.

بنا بر اسناد و مدارکی که در اختیار نگارنده است حداقل قدمت این دودمان به بیش از 400 سال بالغ است که البته در فلارد ساکن شده اند – اگر چه روایات معمرین، تاریخی با سابقه­ تر را نشان می­دهد. صحت مدعای فوق را سنگ قبری که در روستای ده کهنه – در جوار روستای امام­زاده حسن- موجود است به اثبات رسانیده ، همچنین حضور تعدادی از این طایفه به همراه ایل درویش و طایفه مال­ احمدی حتی در حادثه حمله افغان­ها (1135-1140 ه ق ) به لردگان از طریق مرز سمیرم به فلارد و از این جایگاه به خانمیرزا ( که سیاست­گذاری آن زمان مناطق سه­گانه در آنجا شکل می­گرفت) در منابع گزارش شده است.

در نگرشی دیگر نسبت به این طایفه، مطالبی ارائه می­گردد تا رنگ و بوی بهتری از حقایق آشکار شود. در نگاه به روستاهایی که طایفه یونکی در آنجا مسکن اختیار کرده­ اند نکته­ ای که قابل تامل است مرزنشینی است که از مسائل بسیار تاثیرگذار و حیاتی است – اگر چه در حوزه استحفاظی فلارد به روستاهای متفاوتی می­توان اشاره داشت که هر کدام به قسمتی از مرز با ایلات ساخته شده ­اند- لیکن نزدیک­ترین مرز آبی- خاکی که فلارد را از بویر احمد متمایز می­سازد از جهت جنوب غرب و غرب روستاهای ده­ کهنه – قرح و یونکی است. مع هذا انتخاب طوایف و گروهی از اقوام جهت گزینش در مناطق مرزنشین خود دلیلی بزرگ است از حیث دلاوری و سرزندگی و از سوی دیگر مرزنشینی می­بایست با سیاست تعامل همراه باشد که مدافعان اولیه هر سرزمینی می­بایست آن را دارا باشند. و در روستای امروزی یونکی به وضوح هویدا است.

نکته دیگر که قابل تامل است موقعیت فعلی روستای یونکی در حصار دو روستای دشت پاگرد و کلواری است به طوری که همگان اذعان دارند در گذشته ­ای نه چندان دور رتق و فتق امور فلارد در این دو روستا (دشت ­پاگرد و کلواری) صورت می­گرفت اگر چه در سنواتی نیز به روستای کندر می­رسید آیا در تیررس بودن مکانی که از دو نقطه تاثیرگذار حفاظت را سرلوحه پیدایش قرار داده است نشانه چابکی، سرزندگی و دلیری دودمان نیست؟

لذا مراتب فوق از آن جهت بیان شده که ظاهرا در یکی از وب سایت­ها مطالبی نوشته شده و سوء تفاهمی نسبت به طایفه یونکی صورت گرفته است اگر چه نویسنده آن مشخص نیست لیکن هر گفتار و نوشتاری شایسته وقع نیست و نمی­توان آن را حقیقت شمرد و اگر هر نویسنده ­ای مصداق شعر بلند حکیم توس را که فرموده است :

بزرگش نخوانند اهل خرد                                              اگر نام نیکان به زشتی برد

چو خواهی که نامت رود در جهان                                    مکن نام نیک بزرگان نهان

در جان پرورش داده باشد خویشتن را به نیات سوء آراسته نمی­گرداند.

همچنین پژوهشی در حوزه فلارد در حال انجام است که در صورت به ثمر نشستن و توفیق انتشار به همه طوایف و رویدادهای فلارد و بعضا شهرستان لردگان پرداخته است.

در پایان از آقایان مهندس احسان یزدان­پناه و مهندس روح الله سعیدی ابواسحاقی نیز که مساعدت زیادی نمودند صمیمانه تشکر می­نمایم.

 

سپاسگزارم: خداداد سعیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1392ساعت 16:57  توسط ابواسحاق بختياري  | 

ذهن آگاهی(زهره سعیدی)

در سرتاسر تاریخ، بشر برای کشف دلایل درد و رنج و سبک کردن آن به جستجو پرداخته است. دیر یا زود همگی ما سؤالات مشابهی را خواهیم پرسید « چرا من احساس بهتری ندارم ؟»، « چه کاری باید در مورد آن انجام دهم ؟ » زندگی کردن در یک جسم مادی ناچاراً درد و رنج توأم با بیماری، کهنسالی و مرگ َرا به ما تحمیل خواهد کرد. همچنین وقتی که ما با شرایط مغایر با میل و یا شرایط مساعدی که ما آنها را با عنوان شرایط مغایر میبینیم روبرو میشویم درگیر مشاجره های احساسی میگردیم.
حتی هنگامی که زندگی ما نسبتا ً آرام و آسان است اگر آنچه را میخواهیم به دست نیاوریم، آنچه را که روزی داشتهایم از دست میدهیم و یا وقتی ناچاریم با آنچه نمیخواهیم کنار بیاییم باز هم رنج میبریم. از تولد تا مرگ، ما سرسختانه سعی میکنیم احساس بهتری داشته باشیم . ذهن آگاهی یک روش ظاهراً ساده برای ارتباط برقرار کردن با تمام تجربیاتی است که می توانند درد و رنج را کاهش دهند و مرحله انتقال امواج مثبت شخصی را راه اندازی نمایند. این یک فرآیند هستهای روانشناختی است که میتواند چگونگی واکنش ما در مقابل مشکلات غیر قابل اجتناب زندگی را تحت تأثیر قرار دهد-نه فقط برای چالش های موجود در زندگی روزمره- بلکه برای مشکلات روانی جدی مانند خیال اندیشی خودکشی، افسردگی مزمن و توهم روان پریشانه.
ذهن آگاهی پدیدهَ تازهای نیست، بلکه قسمتی از چیزی است که که ما را به انسان تبدیل می کند- ظرفیت برای کاملاً آگاه و هوشیار بودن. متأسفانه ما معولاً برای دورههای کوتاهی از زمان در این حالت به سر میبریم و خیلی زود دوباره جذب خیال بافی ها و قصههای شخصی آشنا و همیشگی میشویم. ظرفیت برای آگاهی لحظه به لحظه پایدار به ویژه در قالب  آشفتگیهای احساسی، یک مهارت خاص میباشد. خوشبختانه این مهارتی است که میتواند آموزش داده شود.

برای ذهن آگاهی تعریفهای متعددی داده شده است که در همه آنها توجه بر لحظه حال و پذیرش تجربه بدون قضاوت مطرح شده است.

الیزابت اسکات در تعریف ذهن آگاهی میگوید: « ذهن آگاهی تمرین کاملا ً آگاه شدن از لحظه حال به صورت کامل و غیر قضاوتمندانه میباشد، بدون گذراندن وقت در گذشته و یا طرح ریختن برای آینده. این تمرین در کل شامل یک آگاهی بسیط از محرکهای حسی (توجه واقعی به نفس کشیدن، احساس کردن تأثیرات بدن و ...) و بودن در«لحظه اکنون »است. اگر چه ذهن آگاهی ریشه در عرفان شرقی و بودایی دارد، الزاما ً وجود هیچ عنصر مذهبی برای ذهن آگاهی ضرورتی نداشته و هرکس با هر نوع روش اعتقادی میتواند از فواید آن بهره گیرد.»

 

ذهن آگاهی چگونه حاصل می شود ؟  اسکات معتقد است ذهن آگاهی از طریق تفکر عمیق و اندیشمندانه بدست میآید، اما همهَ افراد قادر خواهند بود این تمرین را در برنامهَ زندگی روزمرهَ خود جای دهند. تنها تمرکز کردن در لحظه ی حال و ساکت نمودن گفتگوی درونی خود فرد در رسیدن به لحظهَ ذهن آگاهی او را یاری خواهد داد.

مفهوم باستانی ذهن آگاهی:
ذهن آگاهی معنی آگاهی، توجه و یادآوری رادر بردارد. آگاهی به طور ذاتی (فی نفسه) قدرتمند میباشد و توجه که آگاهی تمرکز یافته است هنوز هم قدرتمند است. تنها با آگاه شدن از آنچه در حال اتفاق افتادن در درون و اطراف ماست، می توانیم خودمان را از مشغله های ذهنی و احساسات دشوار جدا سازیم. گاهی اوقات این میَتواند کاملاً ساده باشد. با هدایت دوباره توجه به جای سعی نمودن برای کنترل یا سرکوب کردن احساسات شدید، میتوانیم آنچه را احساس می کنی تنظیم نماییم. یک جنبه دیگر از ذهن آگاهی«یاد آوری» است. این مورد به یاد آوری وقایع گذشته اشارهای ندارد. در عوض به معنای یادآوری درباره آگاه بودن و توجه داشتن میباشد، با تأکید بر اهمیت«نیت و قصد» در تمرین ذهن آگاهی. در هر لحظه ما به خودمان یادآوری میکنیم «به یاد بیاور- آگاه باش!»
اما ذهن آگاهی معنای فراتری از آگاه بودن غیر فعالانه یا «آگاه بودن برای آگاهی» دارد. دانشمند بودایی، خاطر نشان کرده که آگاهی، توجه و یادآوری هنگامی حاضرند که یک تیرانداز کمین کرده با بدجنسی موجود در قلبش قصد تیراندازی به یک بی گناه را دارد. این به وضوح نه آن چیزی است که سعی داریم به عنوان روان درمانی پرورش دهیم و نه هدف روان شناسی بودایی است. در عوض هدف ذهن آگاهی در متن باستانی آن حذف درد و رنج های غیر ضروری است با پرورش بصیرت درون کارکردهای ذهن و ماهیت دنیای مادی. ذهن آگاهی به طور فعالی با حالت های ذهن در ارتباط است برای به راحتی تحمل کردن هر آنچه که اتفاق می افتد.

فواید ذهن آگاهی چیست ؟

از ذهن آگاهی در درمان موارد زیر استفاده شده است.

اختلالات عصبی، شامل اختلالات عصبی عمومی

افسردگی

نوع روابط

مشکل بی خوابی

اختلالات گوارشی

مدیریت استرس و تخفیف اضطراب
 


برچسب‌ها: ذهن آگاهی
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1392ساعت 21:16  توسط ابواسحاق بختياري  | 

از بختیاری و چهارمحال تا چوب!

تاریخ می گذردو هر روز شعله‌های سوزان آتش پر گدازش بیشه واژگان را واژگون می کند و به آتش میکشاند،در این میان نگاهی کوتاه داریم به نگون گشت واژه "چهارمحال وبختیاری" در گذر تاریخ.

با بررسی اسناد ومدارک و مراسلات دوره قاجار نام "بختیاری و چهارمحال" در آن‌ها به چشم می‌خورد- یعنی از ابتدا نام استان ما بدین شکل بوده است-به عنوان نمونه در سند شماره24از کتاب فرهنگ و ادب بختیاری،مجید بختیار بختیاری به عنوان معاون فرماندار بختیاری و چهارمحال معرفی شده است،اما چرا این واژه در طول زمانی اندک به راحتی دگرگون شده خود جای سوال است!

شاید این نیز یکی از ترفند‌های دولت‌های قاجار و پهلوی برای منزوی کردن بختیاری‌ها بوده است زیرا از هیچ کوششی برای سلب قدرت ار ایلات و عشایر فروگذار نبودند،از کشتن سران در زندان‌ها تا کوچاندن عشایر به مناطق دور دست.

متاسفانه هم اکنون نیز در یک ابتکار جالب در بسیاری از ادارات به دلایلی که بر همگان پوشیده است نام استان را به شکل "چ و ب"می‌نویسند،استان چوب!

اما آیا این تقلیل یک تحقیر نیست؟تحقیر قومی که به درازای تمدن کهن ایران سابقه درخشان در سرنوشت کشور دارد و براستی آیا این"چوب‌"ها مهیا کننده تَل هیزمی نیستند که نام استان و نشان بختیاری را به آتش می کشاند و خاکستر می کند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1392ساعت 21:30  توسط ابواسحاق بختياري  | 

راه انذازی وب سایت

سپاس یکتا ایزد پاک را که در سایه الطاف بی کرانش توانسته ایم کوچک قدمی در راه خدمت به سرزمین مادری خویش برداریم و درودهای فراوان نثار همه دوستان و آشنایان که بار زحمت نوشتن و تهیه مطالب برای وبلاگ ابواسحاق بختیاری را به دوش کشیدند.

دوشادوش همه این بزرگواران بر آن شدیم تا وب سایتی آن گونه که در خور نام وآوازه ابواسحاق است راه اندازی کنیم وبی شک کاستی هایی قرین کار ما خواهد بود و ما رفع  و نقد آن ها را به عهده شما خوانندگان بزرگوار می گذاریم.

آدرس وب سایت ما این است:

http://basaghi.ir

با سپاس

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1392ساعت 20:6  توسط ابواسحاق بختياري  | 

پذیرفته شدگان کنکور سراسری 92 ابواسحاق

علی سعیدی                        داروسازی اهواز

الناز اقبال سعیدی                  پزشکی نجف آباد

رضا سعیدی                         برق سیرجان

حمیده سعیدی                     جغرافیا زنجان

سمیه سعیدی                     علوم قرآنی قم

مریم سعیدی                      ادبیات عرب اهواز

زینب اقبال سعیدی                دانشگاه فرهنگیان

الهه سعیدی                        دانشگاه فرهنگیان

طاهره سعیدی                     دانشگاه فرهنگیان

صدیقه سعیدی                    دانشگاه فرهنگیان

سعید سعیدی                     دانشگاه فرهنگیان

اصغر  سعیدی                      دانشگاه فرهنگیان

مجتبی سعیدی                    دانشگاه فرهنگیان

پذیرفته شدن این عزیزان در دانشگاه ها را صمیمانه تبریک عرض نموده وبرای ایشان آرزوی توفیق روز افزون در کلیه مراحل زندگی داریم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 17:44  توسط ابواسحاق بختياري  | 

چندگانه فرآیند حل مشکل آب آشامیدنی ابواسحاق

ابتدا تا یه چند روز مردم زیاد براشون مهم نیست که آب ندارن(چون توی تانکرا هنوز آب هَس!)بعد از یه چند روز که خبر شدن آب ندارن،مشکلو از طریق دهیاری پیگیری میکنن،بعد ازیه چند روز پیگیری دهیاری،نهایتا اداره آب روستایی شهرستان چشم بسته غیب میگه و بصورت تلفنی مشکلومی چسبونه به اداره برق فلارد!، یه چند روز بعدروز اداره برق میاد و ولتاژو اندازه میگیره و انگشت اشاره رو به سمت اداره آب نشانه میره!،چند روز بعد اداره آب تازه میاد ببینه کی به کیه،وقتی فهمید کی به کیه ،ابتدا علی الحساب یه حدس عالمانه میزنه و میره!

یه چند روز بعد اداره آب میاد و بصورت رسمی نتیجه فرضیاتشو ارایه میده و میگه مشکل از پمپه! وباید جرثقیل بیاریم و پمپودربیاریم،تا یه چند روز هم به دنبال جرثقیل می گردن و به هرقیمتی شده میارنش که پمپو بیرون بیارن،خلاصه پمپ میاد بیرون و جرثقیل هم میره،ازحالا به بعد دوحالت پیش میاد:یا پمپ باید تعمیر بشه ،که خودش یه چندین روزی طول میکشه!یا اینکه باید تعویض بشه،خب حالااگه قرار باشه تعویض بشه( که معمولا همین اتفاق باید بیفته)یه چند روز طول می کشه تا پمپ خریداری بشه ، یه چند روزی هم طول میکشه جرثقیل پیدا بشه که بیاد کارش بذاره.

حالا اگه دوباره اتفاقی برای آب دوباره باید این فرآیند کمرشکن طی بشه.

اگه همه‌ی چندها را کنار هم بذاریم ،ببینید چندتا چند میشه ،اگه هر چندو معادل حداقل دوروز بگیریم،ببینید چندروز طول میکشه تا مشکل آب بصورت موقتی حل بشه!

عجب حکایت عجیب و غریبی داره این مساله حل مشکلات تو شهرستان ما!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 23:10  توسط ابواسحاق بختياري  | 

سرنای چپ

به سان دیگر رسومات ما که بنای بی وفایی را با ما گذاشتند و ورق بر ورق سرنوشت خود را به دست باد فنا سپردند،"سُرنای چپ نوازی" نیز در حال رخت بربستن است،چپ ازاین رو لقب گرفت که در غمکده‌ها ومراسمات عزانواخته می‌شد.

همدم دل‌های زار و غمین و همنفس شیران سنگی جگرسوخته و هم نوای" شَربه خوانی‌های "اندوهناک،اینک دیگر او را نای نواختن نیست وگویی تبر روزگار بند بند وجودش را نشانه رفته است ،گویی روزگار با نواختن چپ مخالف است ،اما نه چنین نیست او خود استاد چپ نوازیست ،تا روزگار چپ نمی نواخت آواز سرنا هم چپ نمی شد.

آری روزگار تبر رابه دستان خشن و بی رحم ما سپرد و خود گوشه ای نشست وما را به سخره نگریست،او زخم هایی که ما بر پیکره درخت رسم و رسومات وارد کردیم می دیدشاهد ضربه‌های سهمگین تبر بر ریشه بود ،اما هیچ گاه مرهمی نمی دید.

سرنای چپ را بگویید دیگر باید برای دل سوخته خودت بنوازی و هیچ کس را زصدایت اشکی بیرون نیاید ،خودت بزن و خودت هم زار زار گریه کن و اشک بریز و کلبه احزانت را بر سیلاب اشکهایت بنیان بگذار و دست در دست دیگر رسومات بختیاری خود را به دست باد فنا بسپار.خدانگهدار.

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, سرنای چپ
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1392ساعت 0:20  توسط ابواسحاق بختياري  | 

فقر تحقیر و بی هویتی می آورد یا بی هویتی ...

  روزگاری که لربودن افتخار بسياربزرگي بود

در آن زمان كه در مناطق زیادی در فقدان آب، سردابه هايشان مملو از كرم بود لرها از سخاوت چشمه ها و سرابها، آب سرد و گوارا، مي نوشيدند، مردمان لر در سايه ي امنيتي كه اتابکان و واليان مقتدر و وطن دوست لر، مهيا كرده بودند در آرامش و با آسوده خاطر روزگار مي گذراندند ... به طور كلي در آن زمان لرها ثروتمند بوده و هر لري افتخار لر بودن مي كرد. در كتاب "سرزمين شگفت انگيز / ويليام او. داگلاس"  در صفحه ي (159) مي خوانيم:

"لرها در قديم هم ثروتمند بودند و هم نيرومند و هم مغرور. اما امروزه  براي آنها فقط غرورشان باقي مانده است چون از ثروت و نيرومندي ديگر خبري نيست. لباسهاي ارزان قيمتي كه زنان آنها به تن مي كنند نشانه ي فقر آنها است. در ايران وقتي مي خواهند فقر زدگي را مجسم كنند مي گويند من يك لر هستم... »

این گونه اشارات در منابع تاریخی فراوان است، همچنین وجود آثار و ابنیه باستانی و تاریخی بی نظیر در سرزمین های لر نمایشگر وضعیت های قابل قبول از رفاه و زندگی مطلوب لرها دارد.

عهد قاجاريه؛  قدرت وثروت لرها در سراشیبی

اما يك روز تمام اين روزهاي خوش به پايان رسيدند و آن زماني است كه قاجاريه روي كار آمدند.  در واقع گندكاري و بي كفايتي شاهان قاجار نه تنها كل ايران بلكه سرزمين لرها را هم - به صورت مضاعت - تحت تأثير قرار داد .

پادشاهان قاجار، حكومت بخش بزرگي از سرزمين لرها- پيشكوه-  را از واليان لر گرفته و آنرا به كساني واگذار كردند كه حضور چنداني در لرستان نداشتند. حكمراناني مانند دولتشاه، احتشام الدوله، حشمت الدوله، معزالدوله، معتمدالدوله، ظل سلطان و سالارالدوله اگر چه به طور اسمي حاكم لرستان بودند اما عملا در شهرهاي بزرگ و مرفه دوردست مثل كرمانشاه، همدان، اصفهان بسر برده و در تمام عمرشان به ندرت در لرستان پيدايشان مي شد.

آن دست نشانده هائي  هم كه در خرم آباد اقامت داشتند عملا توانائي هيچ كاري را نداشتند. به هر صورت پادشاهان قاجاريه، لرستاني آباد از واليان لر تحويل گرفتند و در آخر لرستاني سراسر از ويراني تحويل تاريخ دادند. در واقع قاجاريه نه خود نظم را در لرستان برقرار كردند و نه اجازه دادند واليان نظم دهنده ي امور باشند. عدم حضور حكام قاجار در لرستان ويا فقدان حكومت مقتدر در قلب لرستان باعث شد سراسر خاك پيشكوه در هرج و مرج  و بي ثباتي و كشتار و غارت و سوختن و بي انگيزه گي و اتلاف سرمايه غرق شود. جالب است بدانيم خود ظل سلطان در صفحه ي 266 كتابش "تاريخ سرگذشت مسعودي" مي نويسد:

« طوايف ديگر لرستان و خوانين لرستان هيچ كدام رنگ حكومت را در شهر خرم آباد نديده بودند...»

عهد پهلوي؛ لرها در شکنجه گاه مدرنیزاسیون

اما پايان قاجاريه، پايان مصيبت  لرها نبود. اين بار سلسله ي پهلوي با شعار ترقي خواهي و مدرن شدن بر روي كار آمدند. عملكرد پهلوي ها اگرچه در بخش هاي فارس نشين كشور، بسيار تحول برانگيز بود و اگر چه راه آهن و راه شوسه در وسط لرستان براي منفعت شهرهاي مركزي كشور و حکومت پهلوی احداث شد اما در نهايت، بهبودي آنچناني در وضع اقتصادي لرها ايجاد نشد.

قصابهاي لرستان از اميراحمدي گرفته تا خزائي و گريگايور و.. همه و همه آنچنان كشتاري در لرستان به راه انداختند كه حتي به دوستان خود مثل معين سلطنه هم رحم نكردند. كشتار كردند و سرمايه هاي عمومي لرها را كاميون كاميون به غارت بردند.(داگلاس صفحه 177و176 )

اين بار به اسم ايجاد امنيت، اهالي لر را  خلع سلاح كردند . اما در واقع حكومت پهلوي نه امنيت را بر قرار كرد و نه اجازه داد، كه عشاير خودشان از خودشان دفاع كنند.  در نبود سلاح، اموال و احشام آنها، يا به دهان گرگ به يغما رفت و يا به دست غارتگران - كه با ژاندارمري ها زد و بند داشتند -  به غارت رفت. مزيد بر آن، با قانون دولتي تخت قاپو شدن، عملا لرهاي عشاير از دستيابي به مراتع كوهستاني، منع شدند و اينچنين اموال و احشامشان در نبود و حصر مراتع، تلف شدند.

حكومت هاي پهلوي اگر چه در بخش صنعت كارهاي شاياني انجام دادند اما در بخش كشاورزي و مخصوصا دامپروري - كه پیشه اصلی لرها بود -  حداقل توجه را داشتند به نظر مي آيد بخش دامپروري و كشاورزي براي آنها، از امور بي كلاس و متحجر قلمداد مي شد كه به ناچار بايد تحملش مي كردند.به هر حال وضعيت لرها در زمان پهلوي هم به دلايل فوق نه تنها بهبود نيافت بلكه بدتر هم شد.

آتش جنگ تحميلي در مناطق لرنشين

در زمان جمهوري اسلامي هم فرصت بهبود يافتن وضعيت اقتصادي لرها با شروع جنگ تحميلي از دست رفت. جنگ تحميلي در غرب كشور و مناطق لر نشين بيداد كرد.

تحولات زیست محیطی اخیر

 با وجود اين ناملايمات، دست تقدير و روزگار هم با ما لرها سازگار نبود. اقتصاد لرها كه بر پايه ي دامپروري و كشاورزي است با گرم شدن هوا و خشك ساليهاي پي در پي  در ركود و ورشكستگي زيادي فرو رفت. زماني علوفه هاي كوهستانهاي لرنشين تا حد زانو هم بالا تر مي رفت و وفور نعمت مراتع و آب و  آباداني، ثروت زيادي براي لرها به ارمغان آورده بود اما حالا ديگر خبري از آن بهشت لرها نيست. و ثروتهايشان با سوء مديريت و همچنين با بي مهري طبيعت و خشكساليها  به تاراج رفت.

 

گریز از هویت لری؛ راه حلی کاذب

و حالا لرستان مانده با انبوهي از تألمات و ويراني هايي كه از زمان قاجاريه تا به حال باقي مانده اند و حالا كدام دست بايد اين خرابي ها را از نو بسازد دست هائي كه از كوهدشت برخواسته اند يا دست هايي كه در بروجرد و بختیاری و ایلام...؟

 عده اي از لرها وقتي  در آباد كردن خرابي ها، خود را نا توان مي بينند وقتي تخريب فرهنگي لر را نمي توانند احياء كنند، وقتي اقصاد و فقر همتبارانشان را نمي توانند بازسازي كنند وقتي مي بيينند هم تبارانسان را با پسوند نامناسب صدا مي زنند، وقتي افتخارات لري را نمي توانند زنده كنند وقتي ...

 پس به دور زدن و پاک کردن صورت مسئله پرداخته و به جاي اينكه هويت و تاريخ و جغرافيا و در يك كلمه فرهنگ هزار ساله ي خود را بسازند به دنبال هويت هاي جديد خودساخته مي روند. بدعت هاي نوظهور و هويت هاي خودساخته ي قومي نه تنها مشكلي را حل نخواهند كرد بلكه در آينده، همين هويت هاي جديد دچار آسيبي شوند كه قبلا بر سر هويت قبلي شان (هويت لري) آمده است و آن آسيب همان عدم نگهداري و حفظ نكردن داشته هاي قبلي خود است.

اين عده نمي توانند هويت هزارساله ي خود را - كه با افتخار حكومت نه صد ساله ي اتابكان و واليان لر عجين شده - حفظ كنند  چگونه مي توانند هويت جديدي –كه نه تاريخي دارد و نه ريشه و نه سندي– بنا و نگهداري كنند.

اگر وضعيت اقتصادي لرها عالي مي بود، همه لر مي شدند

در پايان اين نكته را بايد عنوان كنم كه اگر رويداد هاي  تاريخ به نفع لرها ورق مي خورد، اگر امروزه  لرها مردمی ثروتمند بودند. اگر امروزه در سايه ي اقتصاد خوب لرها، مشاهير و دانشمندان لر زياد مي شدند اگر... در اين صورت  هر لري افتخار لر بودن مي كرد . و برعكس در نابساماني وضع اقتصادي لرها،  بعضي از نامهربانان لر هم مدعي مي شوند كه لر نيستند.در اينجا شرط انصاف و انسانيت نيست كه در شرايط بحراني و نابساماني لرها، عده اي از خود ما، لر را در  مظلوميت مطلق، رها كنند.

منابع:

تاريخ سرگذشت مسعودي / نوشته مسعود ميرزا ظل سلطان /انتشارات دنياي كتاب 1362

سرزمين شگفت انگيز / نوشته  ويليام او. داگلاس / ترجمه فريدون سنجري / انتشارات گوتنبرگ 1377 

تاريخ واليان پشتكوه / ابراهيم يعقوبي / مؤسسه مطبوعاتي دارالكتاب جزائري 1386

مجموعه آراء درباره ساكنين سرزمين پشتكوه ايلام / جعفر خيتال / ناشر كتابخانه اسماعيلي 1369

فرهنگ پنج جلدي معين

 

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, فقر, بی هویتی
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1392ساعت 12:26  توسط ابواسحاق بختياري  | 

چرا علیمردان در اذهان ماندگار شد؟

علیمردان خان چهارلنگ خواهر زاده سردار اسعد بختیاری وفرزند شیر زن بختیاری ،بی بی مریم (مامن وپناهگاه مبارزه خواهان مشروطه مانند میرزاده عشقی،عارف قزوینی،ملک الشعرای بهار،وحید دستگردی و...... که به دلیل رشادت و خوی و منش انسانی اش سردار مریم خوانده شد)می باشد.

تبلور ویژگی های بی بی مریم را در علیمردان می توان دید،اوکه می رفت با قیامش سرنوشت کشور و عشایر را دگرگون سازد،اوکه از ظلم و ستم حکومت مرکزی در حق عشایر به ستوه آمده بود وپای در میدان نبرد گذاشت که سرانجام با نیرنگ نابرادران برادر ماب و گرگان در لباس گوسفند سر چوب پاره سرخ نمود و به دار مجازات آویخته شد که بزرگ علوی در این زمینه می نویسد که زیباترین مرگی که در کتابها خواندم مرگ علیمردان بختیاری است(فرهنگ و ادبیات بختیاری،عبدالعلی خسروی).

آزادگی و آزادی خواهی از مهم ترین عواملی هستند که علیمردان خان بختیاری را در اذهان ماندگار کرد تا جایی که هنوز که هنوز است در مناطق بختیاری اشعاری در وصفش بر زبان ها جاریست:

بی عروس تو کِل بزن تا مو کنم جنگ    شُمشیرُم و گل زَنُم سی ایل چارلنگ

شُمشیر علیمردون طلای بی غَش       وزمین برق ایزَنه وآسمون تَش

چی کَلا پرپر زنُم بِرُم به تهرون              اسمِ شانه کور کنم،شاه علیمردون

علیمردان برای آزادی جنگید،برای شرف و آبرو و برای احقاق حقش.

پایه های ظلم وستم حکومت مرکزی را متزلزل نمود،اقتدار رضا شاه را در هم شکست .او در جست و جوی نام وآوازه ومال و منال نبود،کاسه لیس حکومت مرکزی و غلام حلقه به گوش شاه و خاین به قوم و عشیره اش نبود و بی دلیل و بی جا نیست که او را شهید راه آزادی می نامند.

یادش گرامی باد.

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, رمز ماندگاری علیمردان خان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392ساعت 16:43  توسط ابواسحاق بختياري  | 

کوچه پزشکان لردگان




این هم وضع کوچه پزشکان ما در مرکز شهرستان ما ،واقعا اسف بار است،معلوم نیست کوچه است،خیابان است،پارکینگ است،پیاده رو است یا بازاراست .
یعنی باید همه این ابتکارات و عجایب در ما جمع شده باشد؟!!

برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, کوچه پزشکان لردگان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1392ساعت 20:55  توسط ابواسحاق بختياري  | 

بدون شرح

این تصویر یادآور چه خاطره ای برای شماست ؟ خوشحال می شویم در بخش دیدگاهها برایمان بنویسید.




برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 21:24  توسط ابواسحاق بختياري  | 

بررسی طرح انتقال آب آشامیدنی به ابواسحاق

در این نوشتار کوشش بر آنست تا طرح انتقال آب آشامیدنی به ابواسحاق مورد بررسی قرار گیرد.

معمولا اجرای هر پروژه ای  نیاز به یک طرح توجیهی دارد ،طرحی که توجیه علمی و منطقی دارد ودربردارنده امکانات ،تجهیزات وبرآوردهای مورد نیاز برای انجام پروزه می باشد اما متاسفانه پروژه انتقال آب آشامیدنی به ابواسحاق فاقد چنین طرح توجیهی می باشد،بنابراین هیچ برآوردی در کار نیست  وبا گذشت زمانی اندک هزینه های تعمیر و نگهداری  سرسام آوری گریبان گیر دولت میشود.

یکی دیگر از مشکلاتی که گریبانگیر این مساله می باشد این است که در سرچشمه انتقال آب (شهرک امام خمینی)مخزن  آب بصورت مجزا در نظر گرفته نشده است و در واقع منبع تامین آب شهرک همزمان منبع انتقال آب ابواسحاق نیز به شمار می آید،که این خود جای تحسین دارد چرا که یک تیر دو نشان را زده است !!. واقعیت امر این است که باید منبع آبی بصورت جدا برای این کار در نظر گرفته شود و هنر تیر اندازی در جای دیگر بکار گرفته شود!

طبق فرمول انژری پتانسیل(u=mgh ) با افزایش ارتفاع انرژی پتانسیل جسم نیز افزایش پیدا می کند و این فاکتور ارتفاع  باید یکی از مهم ترین ملاک ها برای انتقال آب باشد تا متناسب با انرژی پتانسیل یک پمپ انتقال آب برای کار در نظر گرفته شود.طبیعی است اگر توان پمپ انتقال  آب متناسب با اختلاف ارتفاع نباشد و کمتر از مقدار علمی مورد نیاز باشد ،روند انتقال آب با مشکل روبرو می شود.

یکی دیگر از معضلات موجود نبود ایستگاه تقویت فشار در طول مسیر انتقال آب می باشد ،بنابراین با این وضع همه فشار را باید یک پمپ تحمل کند که معمولا این پمپ یا از روز ازل ضعیف بوده یا چند روزی سرحال است و ضعیف می شود ویا جهان دیده ای مفلوک است که کنون سر از اینجا درآورده است !

مسئله مهم دیگری که باید طرح توجیهی در نظر گرفته شود ،مساله برق است و با توجه به این که پمپ انتقال آب یک مقاومت بسیار بزرگ است بنابراین طبق قانون اهم(V=R.I) ولتاژ نیز باید متناسب با این مقاومت ،بالادر نظر گرفته شود،بدیهی است که اگر مقاومت زیاد باشد و ولتاز کم توان الکتریکی دستگاه کاهش پیدا می کند و پیامد اینکار نیم سوز شدن وسیله الکتریکی(در اینجا پمپ)می شود.

تغییر انرژی درونی هیچ ربطی به مسیر ندارد یعنی اگر مسیرهای گوناگونی را برای رسیدن به یک مقصد انتخاب کنیم آنچه ثابت می ماند انژری درونی سیستم است(از دید میکروسکوپیک) و اما از دید ماکروسکوپیک هم تغییر انرژی پتانسیل وابسته به تغییر ارتفاع است،حال که مسیر دخالتی در تغییر انرژی ها ندارد خوب چه بهتراست مسیری در نظر گرفته شود که کمتر هزینه روی دست دولت بگذارد و در اینگونه مسائل فریب مسیر میانبر را نخوریم که خوردیم! بهتر بود مسیر انتقال آب از کنار جاده آسفالت گذر کند در این صورت هم لوله زیر خاک است هم اگر قرار مشکلی گریبانگیر لوله ها شود به جاده دسترسی داشته باشیم،نه اینکه  لوله ها روی زمین باشند و به محض بروز مشکل به فکر پیدا کردن الاغ برای حمل تجهیزات برای رفع مشکل لوله ها باشیم!

با این توضیح و تفاسیر نباید انتظار داشته باشیم که مشکل آب نداشته باشیم ،هرچند این مشکل در بازه زمانی کوتاهی رخ دهد و پیشنهاداتی که در اینجا مطرح شدند می توانند تا حد زیادی از بروز چنین مشکلاتی بکاهند ،هرچند مطرح کردن چنین پیشنهاداتی در اینجا معرض دید تعداد اندکی قرار می گیرد اما انشاءالله می تواند زمینه خوبی را برای مطرح  کردن در دستگاه های ذیربط  و در جریان قرار گرفتن مسئولین فراهم سازد.

         


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, بررسی طرح انتقال آب آشامیدنی به ابواسحاق
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1392ساعت 15:49  توسط ابواسحاق بختياري  | 

بررسی مختصر مثنوی "بهیگ" زنده یاد آبهمن علاءالدین

تصویر سازی فوق العاده این شعر به گونه‌ایست که انگار در سالنی به وسعت آسمان در حال تماشای فیلم عروسی در مناطق بختیاری هستیم. شعر بهیگ بر وزن فعولن فعولن فعولن فعولن، بحر متفارب مثمن سالم است. بحری که فضای لازم را برای بیان مطلب فراهم نموده است. فعولن از یک هجای کوتاه و دو هجای بلند تشکیل می‌شود. وزنی کوتاه و رقص آور، نوری ونازک است. آهنگساز و نوازنده نیز به خوبی از عهده کار برآمده‌اند. نوای فعولن نیز از "کرنا " و "دهل " به خوبی به گوش می‌رسد با هر بار تکرار، باز با همان ریتم فعولن تکرار می‌شود. و هارمونی بسیار روح نواز و دل انگیزی ایجاد می‌کند.

هجاهای کوتاه به کار رفته در شعر فوق الذکر، هجاهایی کمی هستند که اشعار و کتیبه‌های پهلوی بدان نگاشته شده‌اند. محققین معتقدند یادگاری از اشعار ایرانی باستان‌اند. اگر به ترکیب و باز خوانی حروف بیت‌ها نگاه کنیم، متوجه می‌شویم حروف کوتاه هستند و سفیری و همنشینی طبیعی آن ها، سیستم خروج آن ها از دهن، همنوائی ساز و دهل نوعی موسیقی خاص ایجاد می‌کند. حروف کوتاه و موزون کلمات هر بیت با آن وزن خاص، به نوازنده " دهل " این اجازه را می‌دهد تا با انگشت دست چپ که " ترکه" ای ظریف در آن جای داده ضربه‌ای با صدای نازک و زیر تولید کند و دو هجای کشیده را نیز با نواخت دست راست و با چوب سر عصایی به رویه دیگر " دهل " و با این همنوائی " بازیگر بتواند با آن دستمال‌های رنگین که رشک گل‌های بهاری است در آن طبیعت زیبا جولان دهد.

تعداد ابیات این مثنوی شانزده عدد است که می‌شود گفت عصاره حیات "آ بهمن " و زندگی ایلی بختیاری از گذشته های دور تا به امروز و روزهای آتی است. می‌توان آن را دایرة المعارفی نامید کرانه دور یاب که می‌شود در باره آن تحقیقات کامل و جامعی نوشت تا" مثنوی هفتاد من کاغذ شود " . این شعر از نقطه نظر دین و آیین شناسی باستان (‌میترائیسم‌)، اسطوره شناسی، جامعه شناسی، باور شناسی، آداب و رسوم قومی و قبیله‌ای، ادبی و سبک شناسی، زبانشناسی، و... قابل نقد و بررسی است.


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, بررسی مختصر مثنوی بهیگ مسعود بختیاری
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 21:53  توسط ابواسحاق بختياري  | 

با نخبگان روستا(بتول سعیدی)

بسیاری از نخبگان روستای ابواسحاق کسانی هستند که در کنکور های سراسری خوش درخشیدند و رتبه هاب دو رقمی و سه رقمی کسب نمودند ،بنابراین برآن شدیم تا کارنامه درصدهای این عزیزان را طی سلسله پست هایی در معرض دید شما خوانندگان بزرگوار بگذاریم.

کارنامه رتبه 50 کنکور سراسری 1376 ،رشته علوم انسانی:

نام:بتول                  نام خانوادگی:سعیدی ابواسحاقی         نام پدر:اردشیر      تاریخ تولد:1/12/1357

ادبیات فارسی:92.2

معارف اسلامی:90

عربی:78.9

زبان انگلیسی:46

جامعه شناسی:100

تاریخ جغرافی:85.6

فلسفه منطق:86.7

روانشناسی:91.4

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, بتول سعیدی
+ نوشته شده در  جمعه چهارم مرداد 1392ساعت 16:3  توسط ابواسحاق بختياري  | 

زمین شناسی وجغرافیای طبیعی لردگان

زمین شناسی شهرستان لردگان

شهرستان لردگان در ناحیه زاگرس چین خورده قرار گرفته است و دربردارنده دشتهای حاصل خیز و بزرگ خانمیرزا،لردگان،فلارد،میلاس،ابواسحاق،ریگ  وجمال می باشد .

از ارتفاعات مهم شهرستان لردگان می توان موارد زیر را نام برد:

- سبزکوه با ارتفاع 3527متر در شمال غربی

- کوه ریگ با ارتفاع 3661متر در جنوب(سرچشمه چشمه های جوشان برم لردگان و آتشگاه)

- کوه سرخ با ارتفاع 2997متر در شرق(مرز بین منطقه فلارد و خانمیرزا)

- کوه دالان با ارتفاع3492متر در شرق

- کوه کمانه با ارتفاع 3148متر در جنوب شرق(مرز بین استان چهارمحال بختیاری و اصفهان،واقع در ابواسحاق)

- هزار با ارتفاع3862متر در شمال غرب

- کوه کلار با ارتفاع2972متر

جغرافیای طبیعی شهرستان لردگان

شهرستان لردگان دارای طول جغرافیایی50درجه شرقی و عرض جغرافیایی 39درجه و 30دقیقه شمالی می باشد،این شهرستان که از هشت دهستان (خانمیرزا،فلارد،ریگ،سردشت،ارمند،منج،بارزومیلاس)تشکیل شده است از شمال به بروجن از شرق به سمیرم ،از جنوب به یاسوج و از مغرب به خوزستان ختم می شودو با ارتفاع 1750متر از سطح دریا در 170کیلومتری مرکز استان و624کیلومتری تهران واقع شده است.

آهنجیده، اسفندیار تاریخ وتمدن چهارمحال بختیاری،چاپ سوم(1386)

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, لردگان, فلارد, خانمیرزا, میلاس
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1392ساعت 23:5  توسط ابواسحاق بختياري  | 

بهشت گمشده لردگان(آتشگاه)

بهشت گمشده لردگان ،عروس ایران ،ساقی کارون خروشان وصدای دلنشینش نوای نی عشق عاشقان.

زبان اندر وصف زبیایی اش الکن و قلم در نگاشتن درمانده.

اما این جاذبه بکر خدادادی  همچون دیگر جاذبه های شهرستان لردگان مهجور و مظلوم و محروم از توجه و امکانات  مانده است،با این حال گردشگران زیادی از استان های  مختلف در همه فصل ها مخصوصا بهار و تابستان ره این دیار را در پیش می گیرند .

آتشگاه لردگان علیرغم آن همه زیبایی  که با خودبه یدک می کشد فاقد امکانات رفاهی و بهداشتی درست و حسابی است،در مورد مسائل فرهنگی شاید دیگران و یاحتی خود ما لردگانیها انگشت اشاره را به طرف مردمانش  نشان دهیم ،ولی چنین قضاوتی دور از انصاف است ،باید این حقیقت را بپذیرم که درد فقیری ریشه هزاران درد دیگر است ،آنان درد فرهنگ ندارند درد بی بضاعتی دارند که اگر این درد رفع شود مطمئنا مشکلات فرهنگی هم رخت برخواهد بست.

بی شک هر مشکل فرهنگی که دامنگیر آنهاست به نام لر و لردگانی تمام می شود بنابراین همه ما در قبال رفع این مشکلات مسئول هستیم.

اما چرا سازمان گردشگری و میراث فرهنگی عهده دار مدیریت این جاذبه گردشگری نیست؟

گاهی واقعا باید از عملکرد مسئولان شهرستان  انگشت به دهان ماند،واقعا حق الزحمه چه چیز خود را می گیرند ؟حق الزحمه  چرخیدن روی صندلی های چرخ دار!!؟

سهل انگاری و عدم مسئولیت تا جایی رسید که چند روستا حاشیه آبشار آتشگاه  باید اجبارا  از محل سکونت خود مهاجرت کنند،که چه شود؟ که سد احداث شود!!!

شاید اینگونه قضاوت حمل بر تعصب و کوته نگری انگاشته شودو چنین پنداشته شود که احداث سد طرح ملی است! و باید انجام شود اما ذکر این نکته ضروی و قابل تامل است که طرح ملی که سود منطقه ای نداشته باشد و سودش همان ضررش باشد!همان بهتر که انجام نشود.

حالا به نظر شما اگر همین آتشگاه درست مدیریت شود تا مردمانش از گردشگری و توریست برای خود درآمد زایی کنند و ودرپی آن زندگی راحت و بدون دغدغه ای را در پیش گیرند بهتراست یا اینکه از دیارشان بخاطر احداث سد کوچانده شوند و در بدر شهرها برای یافتن کار و گذران زندگی باشند؟

یکی از اثرات یکجا نشین کردن کوچ روان(عشایر)فقیر و ضعیف شدن آنها بود ،این کوچاندن(نه کوچ کردن!) از روستا به شهر نیز چنین اثری را در پی خواهد داشت.

جالب است مردمان ما باید به خاطر صنعت دیگران خانه بدوش شوند در حالی که خود محروم از صنعت هستند.


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, بهشت گمشده لردگان, آتشگاه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1392ساعت 23:31  توسط ابواسحاق بختياري  | 

چگونه به موفقیت برسیم؟

زهره سعیدی(کارشناسی راهنمایی و مشاوره)

1-کنجکاوی خود را دنبال کنید:پیگیری کنجکاوی  رازی است برای رسیدن به موفقیت.

2-پشتکار گرانبها است:تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند. پس مانند تمبر پستی باشید و مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید. با پشتکار می توانید بهتر به مقصد برسید.

3-تمرکز بر حال: یاد بگیرید که در حال باشید و تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام می دهید. انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است.

4-تخیل قدرتمند است :  اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند البته در صورتی که از تخیل درست استفاده شود به عبارتی به عنوان یک پیش فرض موفقیت.

5-اشتباه کردن:کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمی گیرد.هرگز از اشتباه کردن نترسید چون اشتباه شکست نیست. اشتباهات شما را بهتر، زیرک تر و سریع تر می کنند.

6- در لحظه زندگی کنید:خود را دل مشغول آینده نکنید، خودش بزودی خواهد آمد.تنها راه درست آینده شما این است که در همین لحظه باشید. شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید. بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دهید. این تنها زمانی است که اهمیت دارد، این تنها زمانی است که وجود دارد.

7-انتظار نتایج یکسان نداشته باشید.همیشه به دنبال موقعیت های تازه و تجربیات جدید باشید.

8- دنبال کسب تجربه باشید! وقت خودتان را صرف یاد گرفتن اطلاعات اضافی نکنید. دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید.

9-اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید:اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد.دو گام هست که شما باید انجام بدهید اولین گام اینکه شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید، این یک امر حیاتی است. گام دوم هم اینکه شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید اگر شما بتوانید این دو گام را حساب شده انجام دهید موفقیت از آن شما خواهد بود..

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 20:41  توسط ابواسحاق بختياري  | 

خرمن بهره

یک ترکیب اضافی مقلوب وبه معنای "بهرِ خرمن"  و از دو جزء خرمن و بهره درست شده است.

اما" بهره" در آغاز بصورت "بَهر"بوده است و"بهر"در زبان لری به معنای سهم و قسمت است ،نمونه هایی از کاربرد "بهر" بصورت زیر است:

در قسمتی از شعر"کا بَردو" که از اشعار کودکانه است می خوانیم:

"کو بهرِمو،سَرِ خر!!!" یعنی:"سهم من کجاست؟ روی خر است!!!"

یا در ضرب المثلی داریم:

"هر کی قهر کِه،خُنه بی بهر که" یعنی:"هرکس قهر کند خودش را بی سهم می کند"

به خرمن بهره باز گردیم! گفتیم که خرمن بهره به معنای سهم از خرمن است که این خرمن می توانست گندم ،جو،نخود،عدس و....باشد که بیشتر نصیب کودکان می شد.

روز خرمن کوبی شور و نشاطی بس فراوان در دل بچه ها پدید می آمد و سر از پا نمی شناختند و سطل به دست و گونی به دست و گاهی هم آشپال به دست! چشم به راه پایان یافتن کوفته شدن خرمن بودندو سپس با گرفتن سهم ناچیز خود بلافاصله روانه بقالی می شدند و خاطره ای خوش برایشان به یادگار می ماند.

اما همین سهم ناچیز از "خرمن بهره" اثرات بسیاری روی کودکان داشت،به عنوان نمونه روحیه قناعت از همان اوان کودکی در بچه ها تقویت می شد،چون هیچ کودکی یک گونی یا چند گونی گندم به عنوان "خرمن بهره" نمی خواست(شاید به ندرت) بلکه به همان یک سطل و ته گونی و نصف آشپال و خریدن چند بیسکویت فله ای(یادش بخیر!) قانع بود.اما آیا آیا کودکان امروزی این قناعت را دارند؟!!

یکی دیگر از اثرات گرفتن "خرمن بهره" تشویق و ترغیب کودکان به درو گر شدن در سال های بزرگسالی بود،امروزه در مدارس کشورهای آمریکایی الگوی"حل مسئله" را در روند تدریس بکار می گیرند و این بدین معناست که دانش آموز را با یک مسئله یا مشکل در محیط اطراف روبرو کن و بگذار خودش این مشکل و مسئله را حل کند و درو و دروگری خودش پر از حل مسئله های گوناگون بود،برای همین بیشتر کسانی کارهایی مانند دروگری را در روستا تجربه کرده اند در آینده کمتر مقابل مشکلات زندگی زانو زده اند واین است تفاوت کودکان دیروزی با کودکان امروز و این اثرات رسم و رسوماتی که گهگاه مورد بی مهری ما قرار می گیرند و نادیده انگاشته می شوند.

سپاس خدای را که ما نیز توانستیم "خرمن بهره"بگیریم.


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, خرمن بهره, حل مسئله, قناعت
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 13:2  توسط ابواسحاق بختياري  | 

مشکل آب آشامیدنی روستا

چند روزیست (حدود بیست روز)که مشکل آب آشامیدنی روستای ابواسحاق(باساقی) به یک معضل جدی تبدیل شده است.

اما مشکل از کجاست؟ و چرا سال های گذشته چنین مشکلی  با این شدت بوجود نیامده است؟

یکی از مشکلات اصلی این موضوع ،مسئله برق است و ظاهرا شاخه برقی که از شهرستان سمیرم برق منطقه را تامین می کرده است از سوی شبکه برق سمیرم قطع شده است و این موجب افت پتانسیل در شبکه برق فلارد و در پی آن از کار افتادن چاه های آب کشاورزان فلارد و از جمله نیم سوز شدن و از کارافتادن پمپ انتقال آب به ابواسحاق (باساقی)شده است .حال شما فرض کنید ما به فرض محال  آب زاینده رود را روی اصفهانی ها  قطع کنیم ، ببینید چه قشقرقی در مجلس به پا خواهند کرد،اما آنها هروقت بخواهند برقشان را روی ما قطع می کنند بدون اینکه آه از نهاد هیچ کداممان بلند شود.

این ها همه در حالیست که یکی از سدهای بزرگ خاورمیانه به نام کارون 4در شهرستان ما قرار دارد و چون محروم از صنعت هستیم باید از برق این سد هم محروم باشیم!! در فلان استان یا استان ها  با برق حاصل از این سد سودهای آنچنانی به جیب می زنند ،اما ما باید آب با ph اسیدی بنوشیم و طبیعتا تا چند سال دیگر زندگی  را روی دوا ودرمان معده و روده و...بگذاریم.

چرا باید اینگونه باشد؟متاسفانه در کشور ما همانطور که خدمات پس از فروش وجود ندارد ،خدمات پس از اجرای طراح ها هم  همین گونه اند و تا زمانی که یک طرح به طور کامل ویران نشود هیچ اقدامی جهت احیای آن  صورت نمی گیرد.

به عنوان نمونه همین پمپ انتقال آب ابواسحاق(باساقی)سال گذشته خریداری نصب شده است ،اما امسال از کار افتاده است،چرا؟چون تمهیدات لازم جهت رویارویی با مسئله افت پتانسل اندیشده نشده است.اگر به طور کلی تر به طرح انتقال آب به روستا بنگریم به این واقعیت می رسیم که این طرح اصلا کارشناسی شده نیست!! لوله آبی که  قسمتی از مسیرش در کوهستان و روی زمین است  تا چند سال می تواند دوام آورد؟پمپ انتقال آب که حداقل با ید تا اختلاف ارتفاع  500متری پمپاژ کند یا باید توان الکتریکی بسیاربالایی  داشته باشد یا در مسیرش ایستگاه تقویت فشار داشته باشد،ضمن اینکه زیر ساخت های لازم مانند تامین برق مورد نیاز از قبل آماده شده باشد.

از نماینده محترم شهرستان خواهان پی گیری جدی این مساله هستیم ،چون جوابی که به مردم داده می شود بازیچه ای بیش نیست ،اداره برق اداره آب را مقصر می داند و اداره آب هم اداره برق راو متاسفانه هیچ کس مسئولیت این مشکل را به عهده نمی گیرد.

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, مشکل آب آشامیدنی روستا
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 15:29  توسط ابواسحاق بختياري  | 

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

دلداده ای به در خانه یار محبوبش آمد.یار گفتش تو کیستی؟

گفتا که :"من".

گفتش برو هنگام نیست

بر چنین خانی مقام خام نیست.

یار چون لفظ "من" از دلداه بشنید دریافت که هنوز بین او ودلداده ،من و تویی وجود دارد.

به او گفت:برو که هنوز خامی و چنین خواصی مقام تو نیست.

دلداده رفت و سالی را در سفر گذراند ،و خامی اش به پختگی مبدل گشت و بازگشت.به در خانه یار محبوبش آمد و به صد ترس و با ادب حلقه بر در کوفت .

یار بانگ زد کیستی؟

گفت:"توهستم!"

او تا چنین پاسخی از دلداه شنید ،گفت:

اکنون چون منی،     ای     من   درا

نیست گنجایش دومن ،در یک سرا

برگرفته از کتاب "عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی"


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 19:38  توسط ابواسحاق بختياري  | 

سخنی از دکتر شریعتی

اگر مثل گاو گُنده باشی، میدوشَنت

اگر مثل خر قوی باشی ،بارت می کنند

اگر مثل اسب دونده باشی ،سوارت می شوند

فقط از فهمیدن تو می ترسند

"دکتر علی شریعتی"


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, سخنی از دکتر شریعتی
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 22:36  توسط ابواسحاق بختياري  | 

ریاضی سریع تراختنبرگ

TSMمخفف کلمه لاتین Trachtenberg Speed Math به معنی ریاضی سریع تراختنبرگ (نام یک دانشمند روسی)می باشد.

روش های  تراختنبرگ در ریاضی برپایه دستورالعمل هایی است که با روش های معمولی متفاوت است و برای یادگیری این روش ها کافیست شمردن بلد باشید!

این روشها مبتنی بر کلیدهایی است که باید آنها را ه خاطر سپرد و از مزایای این روش ها می توان به سرعت و دقت بیشتر و خطای بسیار ناچیز در محاسبات اشاره نمود.

ارزش علمی این روش جدید در آنست که بر خلاف شیوه ها و ترفندهایی که در گذشته برای حالت های خاص نوآوری شده بود ،یک روش کامل است.تراختنرگ به دلیل کمبود کاغذ در زندان روش ها بر اساس محاسبات ذهنی نوآوری کرده بود.

کودکانی که در ریاضیات بسیار ضعیف هستند پس از یادگیری این روش در حل مسائل ریاضی توانمند می شوندو به محض تمرین و یادگیری روش های ریاضیات سرعتی ریاضیات پایه فرد بسیار قوی می شود، تواناییهای ذهنی او با تمرین کردن قوی می شودوتوانایی های مهم تجسمی گسترش پیدا می کند زیرا بیشتر مراحل محاسبات ذهنی در ذهن مجسم می شوندو توانایی تمرکز در فرد تقویت می شود.

برای یادگیری این روش بهتر است  ریاضیات پایه از قبیل ضرب پایه ،تقسیم پایه ،جمع پایه و تفریق پایه تقویت شده و سپس شروع به یادگیری این روش پرداخته شود.


برچسب‌ها: ریاضی سریع تراختنبرگ
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1392ساعت 11:48  توسط ابواسحاق بختياري  | 

پارسی بگو

واژه بیگانه                    برابری در پارسی                 واژه بیگانه        برابری در پارسی                      

انتخاب                          گزینش                              مجسمه           تندیس

بینهایت                         بیکران                               مقدس             وَرجاند

احترام                         ارج                                    انتظار             چشم داشت

ممکن                         شدنی                               حرف               بندواژه                               

حمل ونقل                    ترابری                                شعر              سروده

عقاب                         شهباز                                محقق              پژوهشگر

احتیاط                       پروا                                    وسط                میان

محله                        برزن                                  واقعه                 رویداد

درس                        آموزه                                 آخرین                واپسین

خادم                       پیشکار                               نسل                 دودمان         

مشاور                   رایزن                                   اعتمادبه نفس      خودباوری

اسطوره                 افسانه                                خسیس               کِنِس

                                                         


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, برابری واژه های بیگانه در پارسی
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 23:21  توسط ابواسحاق بختياري  | 

راه اندازی صندوق خیریه

بیا تا برآریم دستی ز دل               که نتوان برآورد فردا زگل

دوستی چنین می گفت: " روزی یکی از هم روستایی ها را دیدم که حال از تن برفته و با هیکلی نزار و چشمانی به گود نشسته به سختی قدم می داشت ،نزدیکش شدم و او را گفتم :توراچه شده ؟ گفت: بیماری امانم رابریده.گفتم چرا نزد پزشک نمی روی؟

گفت:همسرم در بیمارستان بستریست و دگر یارای خرج و مخارج دارو و دوای خویش را ندارم.

نگاهی پر درد بر وی افکندم و آهی سرد از دل برآوردم و سربه زیر افکندم و برفتم"

درهر جامعه ای افراد بی بضاعت و یا کم درآمد  به چشم می خورند و این افراد در مقابل بحران های اقتصادی به شدت آسیب پذیرند به طوری که اگر درد بیماری با درد فقیری و نداری مکمل شود در بسیاری از موارد منجر به مرگ می شود.

نمونه این افراد بی بضاعت در روستای ما ابواسحاق(باساقی)کم نیستند و با توجه به مشاهده مواردی از بیماریهای صعب العلاج در روستا و بالا رفتن قیمت داروهای مورد نیاز برای درمان و همچنین نبود پشتوانه مالی درست و حسابی در روستای ما ،نیاز به یک صندوق خیریه در روستا ضروری به نظر می رسد.

به عنوان نمونه اگر ما صد عضو داشته باشیم و هر عضو ماهانه ده هزار تومان (که مبلغ بسیار ناچیزی است) به صندوق واریز کند درامد سالانه برابر دوازده میلیون تومان است،که با این مبلغ می توان بسیاری از هزینه هایی که گریبانگیر  این گونه افرادمی شودرا تامین کرد.

روشن است که این کار هیچ سود مادی در بر نخواهد داشت ،اما مسلما اثرات معنوی و ما تاخر در پی خواهد داشت.

 بنابراین کسانی که تمایل به راه اندازی چنین صندوقی را دارند می توانند با ارسال رایانامه(ایمیل) شامل نام و نام خانوادگی وشماره تماس به پست الکترو نیکی ابواسحاق بختیاری(باساقی) به نشانی (aboueshaghi@gmail.com)ویا ثبت نظر خصوصی شامل موارد فوق ،موافقت خود را اعلام دارند.

بنی آدم اعضای یک پیکرند                      که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار                دگر عضوها را نماند قرار

 

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 17:8  توسط ابواسحاق بختياري  | 

نمونه ای از ضرب المثل های لری بختیاری

اصغر یزدانپناه

-آدم گند زِسر چشمه او اِخوره.

معنی:انسان گند از سرچشمه آب می خورد.

ضرب المثل فارسی معادل:بز گر از سرچشمه می خوره!

-آساره خو زِ سرِ شُمی دیاره.

معنی:ستاره خوب از ابتدای شب پیداست.

معادل فارسی ضرب المثل:سالی که نکوست از بهارش پیداست.

-تا نَیا زمستون شُل شُلی ،نیا بَهار گل گلی.

معنی:تا نیاید زمستان گل و شلی،بهار گل گلی نمی آید.

معادل فارسی:نابرده رنج گنج میسر نمی شود.

-نه سیر زگُسنه خوَر داره نه سُوار ز پیاذه.

معنی:نه سیر از گرسنه خبر دارد و نه سوار از پیاده.

-نه گَپ مال بی و نه کُچیر قافله.

معنی:نه بزرگ آبادی باشی و نه کوچک قافله.

-وا مه که نشینی مه اِبی ،وا تووه که نشینی سِه.

معنی:با ماه که نشینی همانند ماه میشوی و با تابه نان پزی که نشینی سیاه می شوی.

معادل فارسی ضرب المثل:هرکه با رسوا نشیند عاقبت رسوا شود.

-خر اِخاس چی گا خاشت کُنه،چیلش دِهرس!

معنی:خر می خواست مانند گاو نشخوار کند ،دهانش پاره شد.

معادل فارسی ضرب المثل:زاغ می خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد،راه رفتن خودش از یاد برفت.


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, ضرب المثل های لری بختیاری
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 18:20  توسط ابواسحاق بختياري  | 

دسته بندی زیبای انسان ها از نگاه دکتر علی شریعتی

زهره سعیدی

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه  زیر دسته بندی کرده است:

دسته اول: آنانی که وقتی هستند هستند؛ وقتی که نیستند هم نیستند.

عمده ی آدم ها حضورشان مبتنی به فیزیک است.تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

دسته دوم: آنانی که وقتی هستند نیستند ؛ وقتی که نیستند هم نیستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند. بی شخصیت اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی آیند. مرده و زنده شان یکی است.

دسته سوم: آنانی که وقتی هستند هستند؛ وقتی که نیستند هم هستند.

آدم های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در  نبودشان هم تأثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می مانند.. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

دسته چهارم: آنانی که وقتی هستند نیستند ؛ وقتی که نیستند هستند

شگفت انگیزترین آدمها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما می روندنرم نرم آهسته آهسته درک می کنیم، باز میشناسیم، می فهمیم که آنها چه بودند، چه می گفتند و چه می خواستند.ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم هزار حرف برایشان داریم اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند.اختیار از ما سلب می شود . سکوت می کنیم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این ها در زندگی هرکدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, دسته بندی انسانها از دید دکتر شریعتی
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 19:28  توسط ابواسحاق بختياري  | 

بانخبگان روستا:دکتر شاهین اقبال سعیدی

نام:شاهین

نام خانوادگی:اقبال سعیدیدکتر شاهین

نام پدر:محمد

محل تولد:ابواسحاق

بالاترین مدرک تحصیلی:دکتری  تخصصی ژنتیک جانوری

دانشگاه  اخذ مدرک کارشناسی ارشد ژنتیک جانوری:دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی تهران

دانشگاه اخذ مدرک کارشناسی دام و طیور:دانشگاه صنعتی اصفهان

پیشینه های علمی-تحقیقاتی:

-          استادیار دانشگاه آزاد خوراسگان از سال1388

-          معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد خوراسگان

-          پزوهشگر بخش تحقیقات کشاورزی همیلتن-نیوزیلند

-          پژوهشگر پژوهشکده رویان

افتخارات و جوایز:

- جایزه بهترین پوستر در دوازدهمین کنگره ژنتیک ایران(1391)

- جایزه بهترین سخنرانی در ششمین کنفرانس "راهکارهای نو در کشاورزی"

- دارنده طرح برگزیده در اولین جشنواره علوم کاربردی وابسته به ریاست جمهوری

-  پژوهشگربرگزیده استان اصفهان از سال 87تا سال91

-بهترین پژوهشگر دانشگاه  آزاد خوراسگان در سال های 87تا 91

پژوهش ها:

-دارنده 15 مقاله در مجلات داخلی و خارجی

-دارنده 5خلاصه مقاله  در نشریات داخلی و خارجی

پیشینه های ورزشی:

-نفر سوم مسابقات دو 400متر اساتید اصفهان

-نفر سوم دو نیمه ماراتون همیلتون-نیوزیلند

-عضو تیم فوتبال دانشکده کشاورزی تهران

-نفر سوم مسابقات پینگ پنگ دانشجویان دانشگاه تهران

-نفر اول دو400متر دانشگاه صنعتی اصفهان

 


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, دکتر شاهین اقبال سعیدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 1:5  توسط ابواسحاق بختياري  | 

مینی بوس....

علی سعیدی

احتمالاً شنیدن کلمه‌ی مینی‌بوس، خاطرات شیرینی رو برای خیلی‌ها تداعی می‌کنه!! یکی از این مینی‌بوس‌ها، همون مینی‌بوسی بود که هر شنبه، 20 تا 30 (در مواردی حتی 40) تا از دانش‌آموزان روستا رو از باساقی به بروجن می‌بُرد تا آینده‌ساز مملکت بشن و هر پنج‌شنبه، آینده‌سازان مملکت رو از بروجن به باساقی می‌آورد!! بیدار شدن‌های صبح شنبه، هوای سرد، منتظر موندن‌های دسته‌جمعی و دل‌تنگی‌هایِ پنهانیِ موقعِ رفتن، همه و همه از خاطرات شیرین اون دوران بود.

چون تعداد دانش‌آموزای ده بالا بیش‌تر از ده پایین بود، مینی‌بوس، یک هفته، اول بچه‌های ده پایین رو سوار می‌کرد و هفته‌ی بعد، اول بچه‌های ده بالارو. سیستم گرمایشی مینی‌بوس هم حکایتی بود برا خودش! معمولاً از دو عدد پیک‌نیک برای گرم کردن مینی‌بوس استفاده می‌شد. یکی کنار راننده بود و جلو رو گرم می‌کرد و یکی هم وسط مینی‌بوس، کنار اون میله‌ی کذا، عقب رو.

رو صندلی‌های دو نفره، سه نفره می‌نشستیم و جیک‌مون هم در نمی‌اومد! دخترها معمولاً عقب مینی‌بوس می‌نشستند و پسرها جلو. به محض این که از روستا خارج می‌شدیم و مینی‌بوس دیگه تکون‌های شدید نمی‌خورد، زانوهامون رو می‌چسبوندیم به صندلی جلویی تا بتونیم سرمون رو بذاریم رو صندلی خودمون و  بخوابیم! اکثر مسیر رو خواب بودیم. حق هم داشتیم! بچه‌های 11، 12 رو چه به بلند شدن اون موقع صبح؟!

شاید موفقیت‌های نسبی‌مون رو مدیون همین سختی‌ها بدونیم!


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, مینی بوس
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 11:26  توسط ابواسحاق بختياري  | 

افسانه دیوانگی

نمی خواهم

نمی خواهم چون احمقانی باشم که

دم از دیوانگی می زنند

دیوانگی راه دارد و اصول

مگر می شود

دو دو تا به همین راحتی پنج شود؟

صفحه ها صفحه

معادله می خواهد

گوشهایت را باز کن

اول قدم دیوانگی این است

احمق نباش.....


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, دیوانگی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 19:38  توسط ابواسحاق بختياري  | 

چیزی به نام عشق در نگاه اول وجود دارد؟

عیسی مرادی(دانشجوی دکتری مشاوره خانواده دانشگاه اصفهان)

آیا اصولا چیزی به نام عشق در نگاه اول وجود دارد؟ آیا بسیار افسانه هایی که در مورد عشق گفته اند صحت دارد؟ بیشتر آدمها بیان میکنند که روزی عاشق بوده اند. در بعضی از کتب ادبیات ما تصویری که از عشق ارایه شده است تصویر نادرستی می باشد.نگاه بیشتر مردم به عشق نیز برگرفته از همین عشق ادبیاتی میباشد.مجنون واژه ای است که برای توصیف عاشق به کار می رود.اما واقعیت چیز دیگری است . اریک فروم عاشق شدن را مستلزم شناخت می داند و بیان میکند که ما باید برای فردی که ادعا می کنیم عاشق او هستیم احساس مسئولیت و احترام داشته باشیم.پس عشقی در نگاه اول وجود ندارد،حتی بعضی روانشناسان بیان میکنند که عاشق شدن با یک نگاه مستلزم وجود اختلالات روانی است.شرط لازم برای عاشق کسی شدن این است که او را به خوبی بشناسیم.عاشق نباید معشوق را جز دارایی های خود قلمداد کند.روابط عاشقانه باید روابطی بر مبنای اصول اخلاقی-انسانی باشد.


برچسب‌ها: ابواسحاق بختیاری, باساقی, عشق در نگاه اول
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 18:23  توسط ابواسحاق بختياري  | 

مطالب قدیمی‌تر